این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق عمیق و پایدار خود سخن میگوید و تأکید میکند که عشق واقعی تا آخرین نفس ادامه دارد. شاعر همچنین به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود اشاره میکند و از نگاههای عاشقانه و احساسات عمیق خود میگوید. در ادامه، شاعر به مقایسه خود با مجنون و لیلی پرداخته و بیان میکند که برخی حالات عشق برای همه قابل درک نیست. در نهایت، شاعر از قدرت نگاه معشوق و تأثیر آن بر خود سخن میگوید.
این متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه احساسی دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.
غزل ۸۹ - تا به آخر نفسم ترک تو در خاطر نیست
عشق خود نیست اگر تا نفس آخر نیست ۱
اثر شیوهٔ منظور کند هر چه کند
میل این فتنه نخست از طرف ناظر نیست ۲
عیب مجنون مکن ای منکر لیلی که ز دور
حالتی هست که آن بر همه کس ظاهر نیست ۳
دیده گستاخ نگاهست بر آن مست غرور
در کمینگاه نظر غمزه مگر حاضر نیست ۴
همه جا جلوه حسن تو و مشتاق وصال
همه تن دیده و بر نیم نظر قادر نیست ۵
وحشی آن چشم کزو نیست ترا پای گریز
بست چون پای تو بی سلسله گر ساحر نیست ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.