این متن به بیان احساسات عمیق و عشق بیقید و شرط میپردازد. شاعر از لطفها و عنایتهای پنهان و بیزبانی سخن میگوید و تأکید میکند که عشق واقعی نیاز به بیان و پرسش ندارد. همچنین، او به رموز معنوی و کرامات سالکان اشاره میکند و بیان میکند که این مفاهیم فراتر از رمزگشایی و دانش ظاهری هستند. شاعر از عشق و محبت به عنوان تنها راه درست زندگی یاد میکند و از مخاطب میخواهد که به جای نگرانی، به عشق و زندگی بپردازد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۸۷ - چه لطفها که در این شیوه نهانی نیست
عنایتی که تو داری به من بیانی نیست ۱
کرشمه گرم سؤال است ، لب مکن رنجه
که احتیاج به پرسیدن زبانی نیست ۲
رموز کشف و کرامات سالکان طریق
ورای رمز شناسی و نکته دانی نیست ۳
به هر که خواه نشین گر چه این نه شیوه تست
که از تو در دل ما راه بدگمانی نیست ۴
مرا ز کیش محبت همین پسند افتاد
که گر چه هست سد آواز سرگرانی نیست ۵
تو خون مردهٔ وحشی چرا نمیریزی
بریز تا برود ، آب زندگانی نیست ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.