خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق، آرزو، درد و رنج زندگی سخن میگوید. او از مفاهیمی مانند می، تیغ، گل، داغ و طلب استفاده میکند تا احساسات عمیق خود را بیان کند. شاعر به دنبال پاسخ به سوالاتی است که در مورد سرنوشت، عشق و دردهای زندگی دارد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی مانند درد، عشق و سرنوشت، نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۷۰ - تا قسمتم ز میکدهٔ آرزوی کیست
تا قسمتم ز میکدهٔ آرزوی کیست
رطل میی که مست شوم ، در سبوی کیست ۱
تیغی که زخم ناز به قدر جگر خورم
تا در میان غمزهٔ بیداد جوی کیست ۲
بیخی که بردمد گل عیشم ز شاخ او
از گلشن که رسته و آبش ز جوی کیست ۳
داغی که روغنم بچکاند ز استخوان
با آتش زبانه کش شمع روی کیست ۴
پای طلب که در رهش الماس گرد شوند
تقدیر سودنش به تک و پوی کوی کیست ۵
دل را کمند شوق که خواهد گلو فشرد
آن پیچ و تاب تعبیه در تار موی کیست ۶
وحشی علاج این دل و طبع فسرده حال
شغل مزاج گرم که و کار خوی کیست ۷
رطل میی که مست شوم ، در سبوی کیست ۱
تیغی که زخم ناز به قدر جگر خورم
تا در میان غمزهٔ بیداد جوی کیست ۲
بیخی که بردمد گل عیشم ز شاخ او
از گلشن که رسته و آبش ز جوی کیست ۳
داغی که روغنم بچکاند ز استخوان
با آتش زبانه کش شمع روی کیست ۴
پای طلب که در رهش الماس گرد شوند
تقدیر سودنش به تک و پوی کوی کیست ۵
دل را کمند شوق که خواهد گلو فشرد
آن پیچ و تاب تعبیه در تار موی کیست ۶
وحشی علاج این دل و طبع فسرده حال
شغل مزاج گرم که و کار خوی کیست ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۹ - ای دیده ، دشتبان نگاهت به راه کیست
گوهر بعدی:غزل ۷۱ - مریض عشق اگر صد بود علاج یکیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.