خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد فراق و یاد معشوق سخن میگوید. او با یادآوری خاطرات معشوق، آهی دردآلود میکشد و احساساتش را توصیف میکند. در این میان، شور و شیدایی عشق و درد فراق در وجودش شعله میکشد و او را به سوی هدفی والا سوق میدهد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۳۵ - یاد او کردم ز جان صد آه درد آلود خاست
یاد او کردم ز جان صد آه درد آلود خاست
خوی گرمش در دلم بگذشت و از دل دود خاست ۱
چون نفس امشب فرو بردم جدا از صبح وصل
کز سر بالین من آن سست پیمان زود خاست ۲
دوش در مجلس به بوی زلف او آهی زدم
آتشی افتاد در مجمر که دود از عود خاست ۳
از سرود درد من در بزم او افتاد شور
نی ز درد من بنالید و فغان از رود خاست ۴
گر چه وحشی خاک شد بنشست همچون گردباد
از زمین دیگر به عزم کعبهٔ مقصود خاست ۵
خوی گرمش در دلم بگذشت و از دل دود خاست ۱
چون نفس امشب فرو بردم جدا از صبح وصل
کز سر بالین من آن سست پیمان زود خاست ۲
دوش در مجلس به بوی زلف او آهی زدم
آتشی افتاد در مجمر که دود از عود خاست ۳
از سرود درد من در بزم او افتاد شور
نی ز درد من بنالید و فغان از رود خاست ۴
گر چه وحشی خاک شد بنشست همچون گردباد
از زمین دیگر به عزم کعبهٔ مقصود خاست ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴ - این زمان یارب مه محمل نشین من کجاست
گوهر بعدی:غزل ۳۶ - لطف پنهانی او در حق من بسیار است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.