خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد هجران و دوری از یار مینالد و از خداوند طلب یاری و شفا برای دل اندوهگین خود میکند. او از غم و اندوه فراوانی که بر او چیره شده سخن میگوید و آرزو میکند که مایهای برای خوشحالی و آرامش دلش پیدا شود.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۳۴ - این زمان یارب مه محمل نشین من کجاست
این زمان یارب مه محمل نشین من کجاست
آرزو بخش دل اندوهگین من کجاست ۱
جانم از غم بر لب آمد، آه از این غم، چون کنم
باعث خوشحالی جان غمین من کجاست ۲
ای صبا یاری نما اشک نیاز من ببین
رنجه شو بنگر که یار نازنین من کجاست ۳
دور از آن آشوب جان و دل ، دگر صبرم نماند
آفت صبر و دل و آشوب دین من کجاست ۴
محنت و اندوه هجران کشت چون وحشی مرا
مایهٔ عیش دل اندوهگین من کجاست ۵
آرزو بخش دل اندوهگین من کجاست ۱
جانم از غم بر لب آمد، آه از این غم، چون کنم
باعث خوشحالی جان غمین من کجاست ۲
ای صبا یاری نما اشک نیاز من ببین
رنجه شو بنگر که یار نازنین من کجاست ۳
دور از آن آشوب جان و دل ، دگر صبرم نماند
آفت صبر و دل و آشوب دین من کجاست ۴
محنت و اندوه هجران کشت چون وحشی مرا
مایهٔ عیش دل اندوهگین من کجاست ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳ - کسی خود جان نبرد از شیوهٔ چشم فسون سازت
گوهر بعدی:غزل ۳۵ - یاد او کردم ز جان صد آه درد آلود خاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.