خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و جذابیت معشوق سخن میگوید و از تأثیرات عمیق و سحرآمیز نگاه و رفتار او بر خود و دیگران مینالد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند و تغییردهنده یاد میکند که زندگی او را تحت تأثیر قرار داده است.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۳۳ - کسی خود جان نبرد از شیوهٔ چشم فسون سازت
کسی خود جان نبرد از شیوهٔ چشم فسون سازت
دگر قصد که داری ای جهانی کشتهٔ نازت ۱
نمیدانم که باز ای ابر رحمت بر که میباری
که بینم در کمینگاه نظر سد ناوک اندازت ۲
همای دولتی تا سایه بر بام که اندازی
خوشا بخت بلندی را که سوی اوست پروازت ۳
چه گفتم ، اله ، اله آنچنان سرکش نیفتادی
که آساید کسی در سایهٔ سرو سرافرازت ۴
من آن روز آستان بوسیدم و بار سفر بستم
که سر درخانهٔ جان کرد عشق خانه پردازت ۵
ز وحشی فاش شد رازی که حسنت داشت پنهانی
بکش او را که اشک و آه او کردند غمازت ۶
دگر قصد که داری ای جهانی کشتهٔ نازت ۱
نمیدانم که باز ای ابر رحمت بر که میباری
که بینم در کمینگاه نظر سد ناوک اندازت ۲
همای دولتی تا سایه بر بام که اندازی
خوشا بخت بلندی را که سوی اوست پروازت ۳
چه گفتم ، اله ، اله آنچنان سرکش نیفتادی
که آساید کسی در سایهٔ سرو سرافرازت ۴
من آن روز آستان بوسیدم و بار سفر بستم
که سر درخانهٔ جان کرد عشق خانه پردازت ۵
ز وحشی فاش شد رازی که حسنت داشت پنهانی
بکش او را که اشک و آه او کردند غمازت ۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲ - ز شبهای دگر دارم تب غم بیشتر امشب
گوهر بعدی:غزل ۳۴ - این زمان یارب مه محمل نشین من کجاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.