خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و شیدایی سخن میگوید و از خداوند میخواهد که یاد او را در دل عاشقان زنده نگه دارد. او از ناامیدی و رنجهای عشق میگوید و آرزو میکند که کسی به درد و رنج او توجه کند. شاعر همچنین از جنون عشق و سودای بیسرانجام سخن میگوید و از خدا میخواهد که او را از این سودا رها کند.
این متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، مفاهیمی مانند رنج عشق و جنون ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
غزل ۳۰ - گهی از مهر یاد عاشق شیدا کند یا رب
گهی از مهر یاد عاشق شیدا کند یا رب
چو شیدایی ببیند هیچ یاد ما کند یا رب ۱
گرفتم کان مسافر نامه سوی من روان سازد
چسان قاصد من گمنام را پیدا کند یا رب ۲
به آه و نالهٔ شبها اسیرم کرد و فارغ شد
چرا با تیره روز خود کسی اینها کند یا رب ۳
به بازار جنون افتاد وحشی بی سر زلفش
بد افتادست کارش، ترک این سودا کند یا رب ۴
چو شیدایی ببیند هیچ یاد ما کند یا رب ۱
گرفتم کان مسافر نامه سوی من روان سازد
چسان قاصد من گمنام را پیدا کند یا رب ۲
به آه و نالهٔ شبها اسیرم کرد و فارغ شد
چرا با تیره روز خود کسی اینها کند یا رب ۳
به بازار جنون افتاد وحشی بی سر زلفش
بد افتادست کارش، ترک این سودا کند یا رب ۴
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹ - شد یار به اغیار دل آزار مصاحب
گوهر بعدی:غزل ۳۱ - مژدهٔ وصل توام ساخته بیتاب امشب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.