خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از جدایی و بی‌وفایی یار خود شکایت می‌کند و بیان می‌کند که یارش به دیگران روی آورده و او را رها کرده است. شاعر خود را فردی فقیر و یار را پادشاه زیبایی می‌داند و از این که یارش با او همراهی نمی‌کند، اظهار ناراحتی می‌کند. همچنین، شاعر از این که یارش به دیگران وفادار شده و او را فراموش کرده، احساس غم و اندوه می‌کند.

متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات مطرح شده مانند بی‌وفایی و جدایی نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی بیشتری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود.

مشاهده کامل

غزل ۲۹ - شد یار به اغیار دل آزار مصاحب

شد یار به اغیار دل آزار مصاحب
دیدی که چه شد با چه کسان یار مصاحب ۱

رنگین شدن بزم من از یار محال است
زین گونه که گردیده به اغیار مصاحب ۲

من رند گدا پیشه و او پادشه حسن
با همچو منی کی شود از عار مصاحب ۳

یکباره چرا قطع نظر می‌کنی از ما
بودیم نه آخر به تو یکبار مصاحب ۴

وحشی شده دمساز سگان سرکویت
گردیده به یاران وفادار مصاحب ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۸ - قصهٔ می خوردن شبها و گشت ماهتاب
گوهر بعدی:غزل ۳۰ - گهی از مهر یاد عاشق شیدا کند یا رب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.