خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از ناامیدی و شکست در عشق سخن میگوید. او از رقیبان و بیوفاییها شکایت دارد و به یاد روزهای خوش گذشته میافتد که عشقش باعث تسکین غمهایش بود. اکنون اما، تنها اشک و اندوه برایش باقی مانده است.
متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی مانند ناامیدی، شکست در عشق و اندوه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربههای زندگی دارد. همچنین، زبان شعر کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۲۶ - دلم را بود از آن پیمان گسل امید یاریها
دلم را بود از آن پیمان گسل امید یاریها
به نومیدی کشید آخر همه امیدواریها ۱
رقیبان را ز وصل خویش تا کی معتبر سازی
مکن جانا که هست این موجب بی اعتباریها ۲
به اغیار از تو این گرم اختلاطیها که من دیدم
عجب نبود اگر چون شمع دارم اشکباریها ۳
به سد خواری مرا کشتی وفا داری همین باشد
نکردی هیچ تقصیر، از تو دارم شرمساریها ۴
شب غم کشت ما را یاد باد آن روز خوش وحشی
که میکرد از طریق مهر ما را غمگساریها ۵
به نومیدی کشید آخر همه امیدواریها ۱
رقیبان را ز وصل خویش تا کی معتبر سازی
مکن جانا که هست این موجب بی اعتباریها ۲
به اغیار از تو این گرم اختلاطیها که من دیدم
عجب نبود اگر چون شمع دارم اشکباریها ۳
به سد خواری مرا کشتی وفا داری همین باشد
نکردی هیچ تقصیر، از تو دارم شرمساریها ۴
شب غم کشت ما را یاد باد آن روز خوش وحشی
که میکرد از طریق مهر ما را غمگساریها ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵ - ای سرخ گشته از تو به خون روی زرد ما
گوهر بعدی:غزل ۲۷ - پاک ساز از غیر دل ، وز خود تهی شو چون حباب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.