خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از تجربیات شخصی خود سخن می‌گوید، از تحمل سختی‌ها و پاکسازی درون خود تا رسیدن به آرامش و صفا. او از رندان حق‌شناس یاد می‌کند و از زاهدانی که با ظاهر پشمینه خود را برتر می‌دانند انتقاد می‌کند. شاعر از غم‌ها و دردهای دیرینه خود می‌گوید و در نهایت، از بخشش و رها کردن کینه سخن می‌راند.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند کینه و بخشش ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۰ - ساکن گلخن شدم تا صاف کردم سینه را

ساکن گلخن شدم تا صاف کردم سینه را
دادم از خاکستر گلخن صفا آیینه را ۱

پیش رندان حق شناسی در لباسی دیگر است
پر به ما منمای زاهد خرقهٔ پشمینه را ۲

گنج صبری بیش ازین در دل به قدر خویش بود
لشکر غم کرد غارت نقد این گنجینه را ۳

روز مردن درد دل بر خاک می‌سازم رقم
چون کنم کس نیست تا گویم غم دیرینه را ۴

گر به کشتن کین وحشی می‌رود از سینه‌ات
کرد خون خود بحل ، بردار تیغ کینه را ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹ - خانه پر بود از متاع صبر این دیوانه را
گوهر بعدی:غزل ۲۱ - کس نزد هرگز در غمخانهٔ اهل وفا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.