این متن شعری است که به موضوع عشق و فداکاری در راه آن میپردازد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی ویرانگر و در عین حال مقدس یاد میکند که خانهی صبر را میسوزاند و پروانه را به خاکستر تبدیل میکند. همچنین، اشاره میکند که عشق پایانی ندارد و تنها چیزی است که بیپایان است. در نهایت، شاعر تأکید میکند که عشق نوشیدن از جام عشق کار هر کسی نیست و تنها افراد خاصی قادر به درک و تحمل آن هستند.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی عشق و فداکاری نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۱۹ - خانه پر بود از متاع صبر این دیوانه را
سوخت عشق خانه سوز اول متاع خانه را ۱
خواه آتش گوی و خواهی قرب، معنی واحد است
قرب شمع است آنکه خاکستر کند پروانه را ۲
هر چه گویی آخری دارد به غیر از حرف عشق
کاینهمه گفتند و آخر نیست این افسانه را ۳
گرد ننشیند به طرف دامن آزادگان
گر براندازد فلک بنیاد این ویرانه را ۴
می ز رطل عشق خوردن کار هر بی ظرف نیست
وحشی ای باید که بر لب گیرد این پیمانه را ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.