خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از بیوفایی معشوق و نادیده گرفتن پندهای خردمندانه ابراز ناراحتی میکند و به زیبایی و ظلم معشوق اشاره میکند. شاعر همچنین به بیحد و مرز بودن عشق و نیاز به بیان احساسات در حد خود تأکید میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و ظلم معشوق ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۱۴ - چیست قصد خون من آن ترک کافر کیش را
چیست قصد خون من آن ترک کافر کیش را
ای مسلمانان نمیدانم گناه خویش را ۱
ای که پرسی موجب این نالههای دلخراش
سینهام بشکاف تا بینی درون خویش را ۲
گر به بدنامی کشد کارم در آخر دور نیست
من که نشنیدم در اول پند نیک اندیش را ۳
لطف خوبان گرچه دارد ذوق بیش از بیش، لیک
حالتی دیگر بود بیداد بیش از بیش را ۴
حد وحشی نیست لاف عشق آن سلطان حسن
حرف باید زد به حد خویشتن درویش را ۵
ای مسلمانان نمیدانم گناه خویش را ۱
ای که پرسی موجب این نالههای دلخراش
سینهام بشکاف تا بینی درون خویش را ۲
گر به بدنامی کشد کارم در آخر دور نیست
من که نشنیدم در اول پند نیک اندیش را ۳
لطف خوبان گرچه دارد ذوق بیش از بیش، لیک
حالتی دیگر بود بیداد بیش از بیش را ۴
حد وحشی نیست لاف عشق آن سلطان حسن
حرف باید زد به حد خویشتن درویش را ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳ - منع مهر غیر نتوان کرد یار خویش را
گوهر بعدی:غزل ۱۵ - هست امید قوتی بخت ضعیف حال را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.