خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از درد فراق و جدایی سخن می‌گوید و بیان می‌کند که چگونه هر گام در این راه برایش سخت و دردناک است. او از عشق و هجران خود می‌گوید و اینکه چگونه این جدایی باعث رنج و عذاب او شده است. شاعر همچنین از ناتوانی خود در فراموشی معشوق و عشقش سخن می‌گوید.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای سنین پایین‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۱ - بار فراق بستم و ، جز پای خویش را

بار فراق بستم و ، جز پای خویش را
کردم وداع جملهٔ اعضای خویش را ۱

گویی هزار بند گران پاره می‌کنم
هر گام پای بادیه پیمای خویش را ۲

در زیر پای رفتنم الماس پاره ساخت
هجر تو سنگریزهٔ صحرای خویش را ۳

هر جا روم ز کوی تو سر بر زمین زنم
نفرین کنم ارادهٔ بیجای خویش را ۴

عمر ابد ز عهده نمی‌آیدش برون
نازم عقوبت شب یلدای خویش را ۵

وحشی مجال نطق تو در بزم وصل نیست
طی کن بساط عرض تمنای خویش را ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۰ - نبود طلوع از برج ما، آن ماه مهر افروز را
گوهر بعدی:غزل ۱۲ - عزت مبر در کار دل این لطف بیش از پیش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.