خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و فراق سخن می‌گوید و از تأثیر ستارگان بر سرنوشت خود ابراز نگرانی می‌کند. او از عشق سوزان و آرزوهایش می‌گوید و بیان می‌کند که حتی یک ساعت از روز وصل را با صد عمر ابد عوض نمی‌کند. همچنین، از فراغت و دلتنگی‌هایش سخن می‌گوید و از تأثیرات منفی این دوری بر زندگی خود می‌نالد.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیده‌ی شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود.

مشاهده کامل

غزل ۱۰ - نبود طلوع از برج ما، آن ماه مهر افروز را

نبود طلوع از برج ما، آن ماه مهر افروز را
تغییر طالع چون کنم این اختر بد روز را ۱

کی باشد از تو طالعم کاین بخت اختر سوخته
گرداند از تأثیر خود ، صد اختر فیروز را ۲

دل رام دستت شد ولی بر وی میفشان آستین
ترسم که ناگه رم دهی این مرغ دست آموز را ۳

بر جیب صبرم پنجه زد عشقی، گریبان پاره کن
افتاده کاری بس عجب دست گریبان دوز را ۴

کم باد این فارغ دلی کو صد تمنا می‌کند
صد بار گردم گرد سر، عشق تمناسوز را ۵

با آنکه روز وصل او دانم که شوقم می‌کشد
ندهم به صد عمر ابد یک ساعت آن روز را ۶

وحشی فراغت می‌کند کز دولت انبوه تو
صد خانه پر اسباب شد جان ملال اندوز را ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹ - نرخ بالا کن متاع غمزهٔ غماز را
گوهر بعدی:غزل ۱۱ - بار فراق بستم و ، جز پای خویش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.