خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر بیانگر درد و رنج عاشقانه و هجران است. شاعر از چشم بلا، بخت بد، عطش سینه، بازی‌های سرنوشت و هجران سخن می‌گوید. او از شعله‌ی شوق و آتش پنهان درونش می‌گوید و از ستم‌های معشوق که جانش را می‌آزارد. شعر پر از تصاویر احساسی و دردناک است که نشان‌دهنده‌ی عشق نافرجام و رنج‌های ناشی از آن است.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تصاویر پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳ - راندی ز نظر، چشم بلا دیده ی ما را

راندی ز نظر، چشم بلا دیده ی ما را
این چشم کجا بود ز تو، دیده ی ما را ۱

سنگی نفتد این طرف از گوشه ی آن بام
این بخت نباشد سر شوریده ی ما را ۲

مردیم به آن چشمه ی حیوان که رساند
شرح عطش سینه ی تفسیده ی ما را ۳

فریاد ز بد بازی دوری که برافشاند
این عرصه ی شطرنج فرو چیده ی ما را ۴

هجران کسی، کرد به یک سیلی غم کور
چشم دل از تیغ نترسیده ی ما را ۵

ما شعله ی شوق تو به صد حیله نشاندیم
دامن مزن این آتش پوشیده ی ما را ۶

ناگاه به باغ تو خزانی بفرستند
خرسند کن از خود دل رنجیده ی ما را ۷

با اشک فرو ریخت ستمهای تو وحشی
پاشید نمک، جان خراشیده ی ما را ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲ - کشیده عشق در زنجیر، جان ناشکیبا را
گوهر بعدی:غزل ۴ - چند به دل فرو خورم این تف سینه تاب را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.