خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از ناشکیبایی و صبر در برابر مشکلات عشق میگوید و به قدرت عشق و تأثیر آن بر روح و جان اشاره میکند. شاعر همچنین از دامهای عشق و رهایی از آن صحبت میکند و به مفاهیمی مانند اختیار، استغنا و رمز و رازهای عشق میپردازد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲ - کشیده عشق در زنجیر، جان ناشکیبا را
کشیده عشق در زنجیر، جان ناشکیبا را
نهاده کار صعبی پیش، صبر بند فرسا را ۱
توام سررشته داری، گر پرم سوی تو معذورم
که در دست اختیاری نیست مرغ بند بر پا را ۲
من از کافرنهادی های عشق ، این رشک میبینم
که با یعقوب هم خصمی بود جان زلیخا را ۳
به گنجشگان میالا دام خود، خواهم چنان باشی
که استغنا زنی ، گر بینی اندر دام ، عنقا را ۴
اگر دانی چو مرغان در هوای دامگه داری
ز دام خود به صحرا افکنی، اول دل ما را ۵
نصیحت این همه در پرده، با آن طور خودرایی
مگر وحشی نمیداند، زبان رمز و ایما را ۶
نهاده کار صعبی پیش، صبر بند فرسا را ۱
توام سررشته داری، گر پرم سوی تو معذورم
که در دست اختیاری نیست مرغ بند بر پا را ۲
من از کافرنهادی های عشق ، این رشک میبینم
که با یعقوب هم خصمی بود جان زلیخا را ۳
به گنجشگان میالا دام خود، خواهم چنان باشی
که استغنا زنی ، گر بینی اندر دام ، عنقا را ۴
اگر دانی چو مرغان در هوای دامگه داری
ز دام خود به صحرا افکنی، اول دل ما را ۵
نصیحت این همه در پرده، با آن طور خودرایی
مگر وحشی نمیداند، زبان رمز و ایما را ۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱ - آه، تا کی ز سفر باز نیایی، بازآ
گوهر بعدی:غزل ۳ - راندی ز نظر، چشم بلا دیده ی ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.