خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از دوری معشوق و اشتیاق به بازگشت او سخن می‌گوید. او از رنج هجران و عشقی که او را می‌سوزاند، شکایت می‌کند و از معشوق می‌خواهد که بازگردد و لطفی نشان دهد. شاعر همچنین از بی‌رحمی معشوق و عهدشکنی او گلایه می‌کند.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شاعرانه و مفاهیم پیچیده‌تر عشق و هجران نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی بیشتری دارد.

مشاهده کامل

غزل ۱ - آه، تا کی ز سفر باز نیایی، بازآ

آه، تا کی ز سفر باز نیایی، بازآ
اشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآ ۱

شده نزدیک که هجران تو، ما را بکشد
گر همان بر سر خون ریزی مایی، بازآ ۲

کرده‌ای عهد که بازآیی و ما را بکشی
وقت آنست که لطفی بنمایی، بازآ ۳

رفتی و باز نمی‌آیی و من بی تو به جان
جان من این همه بی رحم چرایی، بازآ ۴

وحشی از جرم همین کز سر آن کو رفتی
گرچه مستوجب صد گونه جفایی، بازآ ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر بعدی:غزل ۲ - کشیده عشق در زنجیر، جان ناشکیبا را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.