خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از نابرابری در رفتار معشوق با خود و دیگران شکایت دارد. او احساس میکند که معشوق با دیگران مهر و وفا دارد، اما با او ستم میکند. شاعر از فریبهای معشوق، بیتوجهیها و نابرابریها گله میکند، اما در عین حال هنوز به او عشق میورزد و امیدوار است که معشوق با او مهربانتر باشد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی پیچیدهای است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارههای بهکار رفته در متن ممکن است برای کودکان و نوجوانان قابل درک نباشد.
شماره ۴۶۲ - چرا با دیگران مهر و وفا با من ستم داری
چرا با دیگران مهر و وفا با من ستم داری
مرا پیوسته خوار و این و آن محترم داری ۱
هر آن حسنی که خوبان راست داری بلکه افزونتر
همی مهر است و بس در دلبری چیزی که کم داری ۲
فریبم می دهی تا کی گهی از نقل و گه از می
بده بوسی اگر با من سر لطف و کرم داری ۳
ز درمان باشدم خوشتر هر آن دردی که هست از تو
ز تریاق آیدم بهتر اگر در دست سم داری ۴
ز سیر باغ و بستان بی نیازی داده یزدانت
که از رخ هر کجا باشی گلستان ارم داری ۵
همی زآن سوره ن و القلم می خوانم از قرآن
که در ابرو و بینی معنی ن و القلم داری ۶
بلند اقبال اگر هستی بلنداقبال از وصلش
چو ابرویش ز بار غم قد از بهر چه خم داری ۷
مرا پیوسته خوار و این و آن محترم داری ۱
هر آن حسنی که خوبان راست داری بلکه افزونتر
همی مهر است و بس در دلبری چیزی که کم داری ۲
فریبم می دهی تا کی گهی از نقل و گه از می
بده بوسی اگر با من سر لطف و کرم داری ۳
ز درمان باشدم خوشتر هر آن دردی که هست از تو
ز تریاق آیدم بهتر اگر در دست سم داری ۴
ز سیر باغ و بستان بی نیازی داده یزدانت
که از رخ هر کجا باشی گلستان ارم داری ۵
همی زآن سوره ن و القلم می خوانم از قرآن
که در ابرو و بینی معنی ن و القلم داری ۶
بلند اقبال اگر هستی بلنداقبال از وصلش
چو ابرویش ز بار غم قد از بهر چه خم داری ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۱ - از طلعت اگر ماهی گفتار چرا داری
گوهر بعدی:شماره ۴۶۳ - دل ز آهن تو سیم تن داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.