خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، به زیباییهای معشوق و رنجهای عاشق اشاره دارد. شاعر از لبهای سرخ، قامت بلند، زلفهای سیاه و جذابیتهای معشوق سخن میگوید و در عین حال از درد فراق و ناکامی در عشق شکایت میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به درک ادبی نسبتاً بالایی نیاز دارند.
شماره ۴۶۱ - از طلعت اگر ماهی گفتار چرا داری
از طلعت اگر ماهی گفتار چرا داری
وز قامت اگر سروی رفتار چرا داری ۱
خون دل ما خوردی از لعل لبت پیداست
حاشا نتوان کردن انکار چرا داری ۲
صنعان صفت از دستم بردی دل و دین اززلف
ای بت نیی ار ترسا زنار چرا داری ۳
با اینکه به لب داری اعجاز مسیحائی
از چشم نمی دانم بیمار چرا داری ۴
ای ترک اگر از لب ضحاک نمی باشی
بر دوش ز دو گیسو دومار چرا داری ۵
ای زلف نگار من هندوئی وکافر دل
جا ورنه چوهندویان درنار چرا داری ۶
چون وصل نشدحاصل از یار بلنداقبال
از چراغ شکایت کن از یار چرا داری ۷
وز قامت اگر سروی رفتار چرا داری ۱
خون دل ما خوردی از لعل لبت پیداست
حاشا نتوان کردن انکار چرا داری ۲
صنعان صفت از دستم بردی دل و دین اززلف
ای بت نیی ار ترسا زنار چرا داری ۳
با اینکه به لب داری اعجاز مسیحائی
از چشم نمی دانم بیمار چرا داری ۴
ای ترک اگر از لب ضحاک نمی باشی
بر دوش ز دو گیسو دومار چرا داری ۵
ای زلف نگار من هندوئی وکافر دل
جا ورنه چوهندویان درنار چرا داری ۶
چون وصل نشدحاصل از یار بلنداقبال
از چراغ شکایت کن از یار چرا داری ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۰ - نگرددماه نوطالع گر از رخ پرده برداری
گوهر بعدی:شماره ۴۶۲ - چرا با دیگران مهر و وفا با من ستم داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.