خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، به توصیف معشوق و احساسات شاعر نسبت به او میپردازد. شاعر از زیباییهای معشوق، مانند موهای تابدار، قد بلند مانند سرو، و دهان کوچکش سخن میگوید و همچنین از کینههایی که در دل دارد ابراز ناراحتی میکند. او معشوق را به عنوان شخصی توصیف میکند که دلهای بسیاری را به اسارت گرفته است.
متن شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به درک ادبی بالاتری نیاز دارند.
شماره ۴۶۳ - دل ز آهن تو سیم تن داری
دل ز آهن تو سیم تن داری
یا به من کینه کهن داری ۱
کینه هائی که داری اندر دل
همه را از برای من داری ۲
نه همی چین به زلف خم درخم
که دراو تبت و ختن داری ۳
خودتوئی گلعذار وغنچه دهان
چه هوای گل و چمن داری ۴
چه به گلشن روی که از قد وبر
خود سهی سرو ونسترن داری ۵
رشک می آیدم که می بینم
به بر خویش پیرهن داری ۶
دلم از چشم مورتنگ تر است
تنگ تر از دلم دهن داری ۷
نبری دل چرا ز دشمن ودوست
که تو ترکان راهزن داری ۸
توئی آن بت که چون بلنداقبال
در کلیسا بسی شمن داری ۹
یا به من کینه کهن داری ۱
کینه هائی که داری اندر دل
همه را از برای من داری ۲
نه همی چین به زلف خم درخم
که دراو تبت و ختن داری ۳
خودتوئی گلعذار وغنچه دهان
چه هوای گل و چمن داری ۴
چه به گلشن روی که از قد وبر
خود سهی سرو ونسترن داری ۵
رشک می آیدم که می بینم
به بر خویش پیرهن داری ۶
دلم از چشم مورتنگ تر است
تنگ تر از دلم دهن داری ۷
نبری دل چرا ز دشمن ودوست
که تو ترکان راهزن داری ۸
توئی آن بت که چون بلنداقبال
در کلیسا بسی شمن داری ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۲ - چرا با دیگران مهر و وفا با من ستم داری
گوهر بعدی:شماره ۴۶۴ - وفا گر بگوئیم داری نداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.