خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن از عشق به می و مغان سخن میگوید و خدمت به مغ خدا را برمیشمارد. او از دوری از زهد و توبه و گرایش به مینوشی و شادیهای دنیوی سخن میگوید. همچنین، از تأثیر ساقی و باده بر خود و بیاعتنایی به سخنان واعظ یاد میکند. شاعر به موسیقی و شادیهای زندگی اهمیت میدهد و از لذتهای آن سخن میگوید. در پایان، به جمع صوفیان و ارتباط با خدا اشاره میکند.
متن شامل مفاهیمی مانند شرابنوشی و مستی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نباشد. همچنین، برخی از مضامین عرفانی و پیچیدهتر آن ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
شماره ۲۵۷ - بر آن سرم که بکوی مغان سرای کنم
بر آن سرم که بکوی مغان سرای کنم
دو سال کامل خدمت بمغ خدای کنم ۱
بمن سپار دل خویش را که در چل روز
منش بمیکده، جام جهان نمای کنم ۲
ز چشم ساقی و از روی باده دارم شرم
که فصل گل بسوی زهد و توبه رای کنم ۳
یکی ز یاوه سرائی به بند لب واعظ
که گوش هوش سوی بانگ چنگ و نای کنم ۴
هزار مرتبه وقت خوشم عزیزتر است
از آنکه گوش بگفتار هرزه لای کنم ۵
بتا ز من سخن آموز تا چه طوطی هند
منت بلطف شکر ریز و قند خای کنم ۶
شب است و خانقه و وقت صوفیان جمع است
مگر ز قامت تو فتنه ای بپای کنم ۷
چو با خدای بود کار بحر و کشتی و موج
مرا چکار که پوزش بناخدای کنم ۸
دو سال کامل خدمت بمغ خدای کنم ۱
بمن سپار دل خویش را که در چل روز
منش بمیکده، جام جهان نمای کنم ۲
ز چشم ساقی و از روی باده دارم شرم
که فصل گل بسوی زهد و توبه رای کنم ۳
یکی ز یاوه سرائی به بند لب واعظ
که گوش هوش سوی بانگ چنگ و نای کنم ۴
هزار مرتبه وقت خوشم عزیزتر است
از آنکه گوش بگفتار هرزه لای کنم ۵
بتا ز من سخن آموز تا چه طوطی هند
منت بلطف شکر ریز و قند خای کنم ۶
شب است و خانقه و وقت صوفیان جمع است
مگر ز قامت تو فتنه ای بپای کنم ۷
چو با خدای بود کار بحر و کشتی و موج
مرا چکار که پوزش بناخدای کنم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۶ - ز آبادی به ویرانی رسیدیم
گوهر بعدی:شماره ۲۵۸ - بر در میخانه امشب بزم نو آئین کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.