این متن به بیان تغییرات و تحولات عمیق در زندگی و باورهای شاعر میپردازد. از آبادی به ویرانی، از دانایی به نادانی، و از سلطانی به درویشی رسیدن، نشاندهندهی دگرگونیهای اساسی است. شاعر از گذر از منزلهای سخت و رسیدن به مقصد با آسانی سخن میگوید، و در نهایت به آیین مسلمانی و حیرانی در اولین گام اشاره میکند. همچنین، از کفر زلف یار به عنوان دلیل راه و رسیدن به انگشت سلیمانی یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، برخی از واژگان و مفاهیم مانند 'کفر' و 'اهرمن' ممکن است نیاز به توضیح بیشتری برای مخاطبان جوانتر داشته باشد.
شماره ۲۵۶ - ز آبادی به ویرانی رسیدیم
ز دانایی به نادانی رسیدیم ۱
به کوی نیستی از راه هستی
به درویشی ز سلطانی رسیدیم ۲
اگر یاران به دشواری رسیدند
به مقصد، ما به آسانی رسیدیم ۳
بسی منزل که طی شد تا در این راه
به اول گام حیرانی رسیدیم ۴
دلیل راه ما شد کفر زلفش
به آیین مسلمانی رسیدیم ۵
نگین اهرمن دزدیده بودیم
به انگشت سلیمانی رسیدیم ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.