خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این شعر بیانگر زندگی پرتلاطم و تجربههای متنوع شاعر است که بین عرفان، عشق، مینوشی و جستجوی حقیقت در نوسان بوده است. او از عمری که در مدرسه و خانقاه گذرانده، تا شبهای بیداری به یاد معشوق و مستی از شراب عشق سخن میگوید. شاعر به تجربههای مختلفی مانند طواف کعبه و مینوشی، و نیز دوری از غرور و پندار اشاره میکند و در نهایت به رسیدن به مقصد و منزل اشاره دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربههای زندگی نیاز دارد. همچنین اشاره به مستی و مینوشی ممکن است برای مخاطبان جوانتر مناسب نباشد.
شماره ۲۵۵ - دیشب بیاد چشم تو بیدار بوده ایم
دیشب بیاد چشم تو بیدار بوده ایم
مست از خیال ساغر سرشار بوده ایم ۱
یک عمر صرف مدرسه کردیم و خانقاه
یک عمر نیز بر در خمار بوده ایم ۲
شب در پناه خم بخرابات و صبحدم
اندر حجاب خرقه و دستار بوده ایم ۳
آن کار را که بر سر انکار بوده شیخ
ما صبح و شام بر سر آن کار بوده ایم ۴
مست از شراب ناب و خراب از دو چشم دوست
دور از غرور باده پندار بوده ایم ۵
دانی چرا بمنزل و مقصد رسیده ایم
زودتر ز دیگران، که سبکبار بوده ایم ۶
هم در طواف کعبه و میخانه گشته ایم
هم در شمار سبحه و زنار بوده ایم ۷
مست از خیال ساغر سرشار بوده ایم ۱
یک عمر صرف مدرسه کردیم و خانقاه
یک عمر نیز بر در خمار بوده ایم ۲
شب در پناه خم بخرابات و صبحدم
اندر حجاب خرقه و دستار بوده ایم ۳
آن کار را که بر سر انکار بوده شیخ
ما صبح و شام بر سر آن کار بوده ایم ۴
مست از شراب ناب و خراب از دو چشم دوست
دور از غرور باده پندار بوده ایم ۵
دانی چرا بمنزل و مقصد رسیده ایم
زودتر ز دیگران، که سبکبار بوده ایم ۶
هم در طواف کعبه و میخانه گشته ایم
هم در شمار سبحه و زنار بوده ایم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۴ - از باده دوش سخت مخمورم
گوهر بعدی:شماره ۲۵۶ - ز آبادی به ویرانی رسیدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.