خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن از عشق به می و میخانه سخن میگوید و از مخالفتهای محتسب و ناصح با این کار خود یاد میکند. او با غرور از انتخاب خود دفاع میکند و حتی تهدید میکند که اگر جام سفالینش شکسته شود، آن را زرین خواهد کرد. همچنین، او به دانش و تعلیم خود اشاره میکند و از مقام علمی خود نزد سلیمان سخن میگوید.
متن شامل مضامین مرتبط با شراب و میخواری است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم عرفانی و انتقادی آن نیاز به درک بالاتری از ادبیات و فلسفه دارد.
شماره ۲۵۸ - بر در میخانه امشب بزم نو آئین کنم
بر در میخانه امشب بزم نو آئین کنم
خاک ره بر هر دو چشم شیخ کوته بین کنم ۱
محتسب بشکست اگر جام سفالین مرا
ساغر می را برغم چشم او زرین کنم ۲
ناصح از مستی زمن گر توبه میخواهد، بچشم
چون بهوش آیم بفرصت ساعتی تغیین کنم ۳
زان می تلخم بپیما یکدوجام خسروی
کز لب لعلش هزاران قصه شیرین کنم ۴
من معلم زاده ام تعلیم اسما کار من
شرح قول اطلبوالعلم ولو بالصین کنم ۵
آصف دانشورم نزد سلیمان عذر من
چیست بابیدانشان گرزاهرمن تمکین کنم ۶
خاک ره بر هر دو چشم شیخ کوته بین کنم ۱
محتسب بشکست اگر جام سفالین مرا
ساغر می را برغم چشم او زرین کنم ۲
ناصح از مستی زمن گر توبه میخواهد، بچشم
چون بهوش آیم بفرصت ساعتی تغیین کنم ۳
زان می تلخم بپیما یکدوجام خسروی
کز لب لعلش هزاران قصه شیرین کنم ۴
من معلم زاده ام تعلیم اسما کار من
شرح قول اطلبوالعلم ولو بالصین کنم ۵
آصف دانشورم نزد سلیمان عذر من
چیست بابیدانشان گرزاهرمن تمکین کنم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۷ - بر آن سرم که بکوی مغان سرای کنم
گوهر بعدی:شماره ۲۵۹ - روزی فتد آخر که من این دام ببرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.