خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه از عشق و فداکاری سخن می‌گوید. شاعر از عشق به معشوق و فداکردن دین و دل در راه او می‌سراید. همچنین، از رنج‌های عشق و نگاه معشوق به عنوان پناهگاه یاد می‌کند. در ادامه، به مقایسه‌ای بین معشوق و عناصر طبیعی مانند سرو و ماه پرداخته و از نادیده گرفته شدن عاشقان مسکین شکایت می‌کند.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۸۱ - روشن شب عالمی ز ماه است

روشن شب عالمی ز ماه است
و ز مهر تو روز من سیاه است ۱

در راه تو دین و دل فکندیم
برخاک چه جای مال و جاه است ۲

از ما همه جان و سر فشاندن
و ز جانب دوست یک نگاه است ۳

از فتنه ی فوج غمزه دل را
در سایه ی زلف او پناه است ۴

چون دست به فرق ما نسودی
بگذار قدم که خاک راه است ۵

دل جویی عاشقان مسکین
در کیش شما مگر گناه است ۶

با سرو و مه آن عذار و قد را
تشبیه کمال اشتباه است ۷

نه مه را کس به برقبا دید
نه سروی را به سر کلاه است ۸

از دیر سخن مران صفایی
با شیخ که ز اهل خانقاه است ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۰ - گر چه این فن خلاف آیین است
گوهر بعدی:شماره ۸۲ - شادم که شمارم اشک وآه است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.