خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر عاشقانه بیان میکند که حاضر است جان خود را فدای معشوق کند و از عظمت و جایگاه معشوق سخن میگوید، بدون اینکه دقیقاً بداند معشوق کیست. او معشوق را بهگونهای توصیف میکند که شایستهی چنین عشق و فداکاری است.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.
رباعی ۱۷۷ - آنی که فدای تو روان میباید
آنی که فدای تو روان میباید
پیش رخ تو نثار جان میباید ۱
من هیچ ندانم که کرا مانی تو
ای دوست چنانی که چنان میباید ۲
پیش رخ تو نثار جان میباید ۱
من هیچ ندانم که کرا مانی تو
ای دوست چنانی که چنان میباید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۷۶ - یک روز دلت به مهر ما نگراید
گوهر بعدی:رباعی ۱۷۸ - گاهی فلکم گریستن فرماید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.