خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از درد فراق و بی‌قراری دلش سخن می‌گوید. او از ناتوانی تن و بی‌تابی دلش می‌نالد و امیدوار است که یاری بیابد تا آرامش به زندگی‌اش بازگردد. غم و اندوه ناشی از دوری معشوق، او را به گریه و ناله واداشته است.

متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۲۹۹ - خوشا روزی و حبذا روزگاری

خوشا روزی و حبذا روزگاری
که یاری نشیند به پهلوی یاری ۱

بتن ناتوان و بدل بی قرارم
که از درد یاری و داغ نگاری ۲

تن ناتوانم ندارد توانی
دل بی قرارم ندارد قراری ۳

مپرس از شب و روز من کز غم تو
دل خسته ای دارم و جان زاری ۴

چه پرسی ز کارم که دور از تو دارم
نه جز گریه شغلی نه جز ناله کاری ۵

برآید امید تو امید گاها
برآری گر امید امیدواری ۶

رفیق از گل و سروم آسوده دارد
بت سروقدی مه گلعذاری ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۹۸ - به غیر آن ماه را بی‌مهر با من مهربان کردی
گوهر بعدی:شماره ۳۰۰ - شد روزها که دارم بی مهر روی ماهی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.