خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که درد هجران، بیوفایی و رنج عاشق را بیان میکند. شاعر از تاریکی روزها و شبهایش میگوید و از معشوق بیوفا میخواهد که جفا را کم کند. او امیدوار است که معشوق رویش را نشان دهد تا آرامش یابد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد هجران و جفا نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۳۰۰ - شد روزها که دارم بی مهر روی ماهی
شد روزها که دارم بی مهر روی ماهی
صبحی چو شام تاری روزی چو شب سیاهی ۱
نگذارم و نگاهم چون زین الم که دارم
هجران جان گدازی حرمان جسم کاهی ۲
ای بی وفا خدا را کم کن جفا که ما را
جز مهر نیست جرمی غیر از وفا گناهی ۳
تا کی ز درد و داغت ریزم شب و کشم روز
هردم ز دیده اشکی هر لحظه از دل آهی ۴
بنمای رخ نگارا گر بنگرد چه باشد
چشم امیدواری روی امید گاهی ۵
لب بست و چشم پوشید پیشت رفیق و جان داد
در آرزوی حرفی، در حسرت نگاهی ۶
صبحی چو شام تاری روزی چو شب سیاهی ۱
نگذارم و نگاهم چون زین الم که دارم
هجران جان گدازی حرمان جسم کاهی ۲
ای بی وفا خدا را کم کن جفا که ما را
جز مهر نیست جرمی غیر از وفا گناهی ۳
تا کی ز درد و داغت ریزم شب و کشم روز
هردم ز دیده اشکی هر لحظه از دل آهی ۴
بنمای رخ نگارا گر بنگرد چه باشد
چشم امیدواری روی امید گاهی ۵
لب بست و چشم پوشید پیشت رفیق و جان داد
در آرزوی حرفی، در حسرت نگاهی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۹ - خوشا روزی و حبذا روزگاری
گوهر بعدی:شماره ۳۰۱ - بسی ز اهل وفا گرچه از جفا کشتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.