خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد عشق و جدایی سخن میگوید. شاعر از بیمهری معشوق و رنجهای عاطفی خود مینالد و به آسمان و روزگار شکایت میکند. او از تأثیرات عمیق این عشق بر دل و جان خود و دیگران میگوید و از بیپناهی و تنهایی خود در این راه شکایت دارد.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان کمسال سنگین باشد. همچنین، درک کامل مفاهیم و احساسات بیانشده نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۹۸ - به غیر آن ماه را بیمهر با من مهربان کردی
به غیر آن ماه را بیمهر با من مهربان کردی
خلاف عادت خودکردنی ای آسمان کردی ۱
نهادی داغ هجرم بر دل و از دیده ام رفتی
دلم را خون چکان و دیده ام را خونفشان کردی ۲
مشو از حرف بدگو بدگمان وز در مران ما را
که عمری آزمودی روزگاری امتحان کردی ۳
بعشوه طاقت جان و تن شیخ و صبی بردی
بغمزه غارت دین و دل پیر و جوان کردی ۴
ندارد بر فغان و ناله ام گوشی رفیق ارنه
بکویش روزها نالیدی و شبها فغان کردی ۵
خلاف عادت خودکردنی ای آسمان کردی ۱
نهادی داغ هجرم بر دل و از دیده ام رفتی
دلم را خون چکان و دیده ام را خونفشان کردی ۲
مشو از حرف بدگو بدگمان وز در مران ما را
که عمری آزمودی روزگاری امتحان کردی ۳
بعشوه طاقت جان و تن شیخ و صبی بردی
بغمزه غارت دین و دل پیر و جوان کردی ۴
ندارد بر فغان و ناله ام گوشی رفیق ارنه
بکویش روزها نالیدی و شبها فغان کردی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۷ - مرا محروم از آن آستان کردی نکو کردی
گوهر بعدی:شماره ۲۹۹ - خوشا روزی و حبذا روزگاری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.