خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند زاغ، قمری، لیلی و مجنون، به توصیف عشق و جذابیت معشوق میپردازد. شاعر تأکید میکند که در همهجا حضور معشوق را میبیند و هیچچیز دیگری برایش مهم نیست. همچنین، از زیبایی و تأثیر معشوق بر جهان سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۱۴ - ای طرههای خوبان، از نافهٔ تو بویی
ای طرههای خوبان، از نافهٔ تو بویی
هجدههزار عالم، در عرصهٔ تو گویی ۱
چون شمع، جمله رویی در بزمگاه دلها
وانگه زتو ندیده، پروانه هیچ رویی ۲
ای دست غیرت تو، در چارسوی عشقت
سرهای گردنان را، آویخته به مویی ۳
من جز ترا نبینم هرسو که چشم دارم
وانگه ترا ندیده، چشمی به هیچ سویی ۴
نقش هزار لیلی، وز گلبن تو رنگی
عقل هزار مجنون، وز جرعه ی تو بویی ۵
در موضعی که باشد آنجا هویت تو
ناید زهر دهانی، بانگی برون زهویی ۶
قمری چه مرغ شد کاو، در باغ تو بنالد
برتو، به بانگ زاغی، صد نعرهٔ چنویی ۷
هجدههزار عالم، در عرصهٔ تو گویی ۱
چون شمع، جمله رویی در بزمگاه دلها
وانگه زتو ندیده، پروانه هیچ رویی ۲
ای دست غیرت تو، در چارسوی عشقت
سرهای گردنان را، آویخته به مویی ۳
من جز ترا نبینم هرسو که چشم دارم
وانگه ترا ندیده، چشمی به هیچ سویی ۴
نقش هزار لیلی، وز گلبن تو رنگی
عقل هزار مجنون، وز جرعه ی تو بویی ۵
در موضعی که باشد آنجا هویت تو
ناید زهر دهانی، بانگی برون زهویی ۶
قمری چه مرغ شد کاو، در باغ تو بنالد
برتو، به بانگ زاغی، صد نعرهٔ چنویی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳ - به جان آمدم بیتو، جانا کجایی؟
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - آیا دلم از رنج برآساید گویی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.