خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق و ارتباط عمیق عاطفی با اوست. شاعر از زیباییهای معشوق مانند موهایش و لبهایش سخن میگوید و آرزو میکند که روزی از رنجهای عشق رها شود. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند تسلیم در برابر اراده الهی دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه عاطفی دارد.
شماره ۱۵ - آیا دلم از رنج برآساید گویی؟
آیا دلم از رنج برآساید گویی؟
بند از گره زلف تو، بگشاید گویی؟ ۱
هرگز بود آن روز که چون طوطی، قمری
از پستهٔ لبهات، شکر خاید گویی؟ ۲
خورشید نشاطم که ز گردونش کسوف است
روزی رخ از آن آینه بنماید گویی؟ ۳
گرچه شب زلفین تو آبستن غمهاست
زان زنگیم آخر طربی زاید گویی؟ ۴
ندر حق من هرچه ترا شاید، میگوی
زیرا که ترا هرچه نمیشاید گویی ۵
خط بر طرف روی تو یارب چه خوش افتاد
بر ماه کسی غالیه میساید گویی؟ ۶
بند از گره زلف تو، بگشاید گویی؟ ۱
هرگز بود آن روز که چون طوطی، قمری
از پستهٔ لبهات، شکر خاید گویی؟ ۲
خورشید نشاطم که ز گردونش کسوف است
روزی رخ از آن آینه بنماید گویی؟ ۳
گرچه شب زلفین تو آبستن غمهاست
زان زنگیم آخر طربی زاید گویی؟ ۴
ندر حق من هرچه ترا شاید، میگوی
زیرا که ترا هرچه نمیشاید گویی ۵
خط بر طرف روی تو یارب چه خوش افتاد
بر ماه کسی غالیه میساید گویی؟ ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴ - ای طرههای خوبان، از نافهٔ تو بویی
بعدی:از ترکیبات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.