خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از غم هجران و دوری معشوق مینالد و با پرسشهای مکرر «کجایی؟» به جستجوی او میپردازد. او با توصیف زیباییهای بهار و طبیعت، به فقدان معشوق اشاره میکند و اشتیاق خود را برای دیدار او بیان میدارد.
مفاهیم عاشقانه و احساسی شعر برای درک و ارتباط نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان کمسن قابل درک نباشد.
شماره ۱۳ - به جان آمدم بیتو، جانا کجایی؟
به جان آمدم بیتو، جانا کجایی؟
خبر ده چرا رفتهای یا کجایی؟ ۱
ز هرکس، روم پرسمت تا تو چونی
به هرجا روم بنگرم تا کجایی؟ ۲
بهار آمد و شادمان گشت از او دل
تو ای نوبهار دل ما کجایی؟ ۳
به باغ اندرون جلوه کردند گل را
ندیده جمالت دریغا کجایی؟ ۴
رخ گل شکفت و قد سرو شد خوش
تو ای گلرخ و سروبالا کجایی؟ ۵
منم با غم هجرت اینجا نشسته
تو رفته به سوی تماشا کجایی؟ ۶
شب و روز می گویم و می سرایم
نگارا کجایی؟ نگارا کجایی؟ ۷
خبر ده چرا رفتهای یا کجایی؟ ۱
ز هرکس، روم پرسمت تا تو چونی
به هرجا روم بنگرم تا کجایی؟ ۲
بهار آمد و شادمان گشت از او دل
تو ای نوبهار دل ما کجایی؟ ۳
به باغ اندرون جلوه کردند گل را
ندیده جمالت دریغا کجایی؟ ۴
رخ گل شکفت و قد سرو شد خوش
تو ای گلرخ و سروبالا کجایی؟ ۵
منم با غم هجرت اینجا نشسته
تو رفته به سوی تماشا کجایی؟ ۶
شب و روز می گویم و می سرایم
نگارا کجایی؟ نگارا کجایی؟ ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲ - در حق من ز حادثه نامهربانتری
گوهر بعدی:شماره ۱۴ - ای طرههای خوبان، از نافهٔ تو بویی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.