خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از رازهای نهفته در زلف معشوق و باد سخن میگوید. باد نمادی از ناتوانی در حفظ رازهاست و شاعر از گلهایی که به دست باد از دست میروند، ابراز تأسف میکند.
این متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
رباعی ۹۱ - رازی که سر زلف تو با باد بگفت
رازی که سر زلف تو با باد بگفت
خود باد کجا تواند آن راز نهفت ۱
یک ره که سر زلف ترا باد بسفت
بس گل که ز دست باد میباید رفت ۲
خود باد کجا تواند آن راز نهفت ۱
یک ره که سر زلف ترا باد بسفت
بس گل که ز دست باد میباید رفت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۹۰ - ای عالم علم پیشگاه تو برفت
گوهر بعدی:رباعی ۹۲ - چون دید مرا رخانش چون گل بشکفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.