خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به معشوق سخن میگوید. او از غیبت معشوق و تأثیر آن بر روح و جسم خود شکایت میکند و از تلاشهای بیثمر خود برای یافتن معشوق میگوید. شاعر همچنین به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و بیان میکند که تنها با او آرامش مییابد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۳۸۵ - این چه رنگست برین گونه که آمیختهای
این چه رنگست برین گونه که آمیختهای
این چه شورست که ناگاه برانگیختهای ۱
خوابم از دیده شده غایب و دیگر به چه صبر
تا تو غایب شدهای از من و بگریختهای ۲
رخ زردم به گلی ماند نایافته آب
کابرویم همه از روی فرو ریختهای ۳
چو فسون دانم کردن چه حیل دانم ساخت
تا بدانم که تو در دام که آویختهای ۴
پس برآمیخت ندانم به جهان جز با تو
که تو شمشاد به گلبرگ برآمیختهای ۵
این چه شورست که ناگاه برانگیختهای ۱
خوابم از دیده شده غایب و دیگر به چه صبر
تا تو غایب شدهای از من و بگریختهای ۲
رخ زردم به گلی ماند نایافته آب
کابرویم همه از روی فرو ریختهای ۳
چو فسون دانم کردن چه حیل دانم ساخت
تا بدانم که تو در دام که آویختهای ۴
پس برآمیخت ندانم به جهان جز با تو
که تو شمشاد به گلبرگ برآمیختهای ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۴ - عقل و جانم برد شوخی آفتی عیارهای
گوهر بعدی:غزل ۳۸۶ - ای جان و جهان من کجایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.