خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و جذابیت معشوق خود سخن میگوید. او از زیبایی و فتنهانگیزی معشوق خود که گاه در ایمان و گاه در کفر او تأثیر میگذارد، صحبت میکند. شاعر از عشق شدید و دردناک خود به معشوقی که هم زیبا و هم فتنهانگیز است، مینالد و از تأثیرات عمیق این عشق بر جان و روح خود سخن میگوید.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهتر مانند کفر و ایمان نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۳۸۴ - عقل و جانم برد شوخی آفتی عیارهای
عقل و جانم برد شوخی آفتی عیارهای
باد دستی خاکیی بی آبی آتشپارهای ۱
زین یکی شنگی بلایی فتنهای شکر لبی
پای بازی سر زنی دردی کشی خونخوارهای ۲
گه در ایمان از رخ ایمان فزایش حجتی
گاه بر کفر از دو زلف کافرش پتیارهای ۳
کی بدین کفر و بدین ایمان من تن در دهد
هر کرا باشد چنان زلف و چنان رخسارهای ۴
هر زمان در زلف جان آویز او گر بنگری
خون خلقی تازه یابی در خم هر تارهای ۵
هر زمان بینی ز شور زلف او برخاسته
در میان عاشقان آوازهٔ آوارهای ۶
نقش خود را چینیان از جان همی خدمت کنند
نقش حق را آخر ای مستان کم از نظارهای ۷
باد دستی خاکیی بی آبی آتشپارهای ۱
زین یکی شنگی بلایی فتنهای شکر لبی
پای بازی سر زنی دردی کشی خونخوارهای ۲
گه در ایمان از رخ ایمان فزایش حجتی
گاه بر کفر از دو زلف کافرش پتیارهای ۳
کی بدین کفر و بدین ایمان من تن در دهد
هر کرا باشد چنان زلف و چنان رخسارهای ۴
هر زمان در زلف جان آویز او گر بنگری
خون خلقی تازه یابی در خم هر تارهای ۵
هر زمان بینی ز شور زلف او برخاسته
در میان عاشقان آوازهٔ آوارهای ۶
نقش خود را چینیان از جان همی خدمت کنند
نقش حق را آخر ای مستان کم از نظارهای ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۳ - سینه مکن گرچه سمن سینهای
گوهر بعدی:غزل ۳۸۵ - این چه رنگست برین گونه که آمیختهای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.