خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق، رنج، تلاش و ناامیدی سخن میگوید. شاعر از درد عشق و جفای معشوق مینالد و به بیانصافی جهان اشاره میکند. همچنین، به موضوعاتی مانند خودنمایی، ادب و تلاش برای رسیدن به هدف پرداخته شده است.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی مفاهیم مانند ناامیدی و جفا ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۳۶۹ - تا هوای سرمه گشتن ز استخوانم سر کشید
تا هوای سرمه گشتن ز استخوانم سر کشید
از نگاه تند چشم او بمن خنجر کشید ۱
نیست برتر از تلاش پستی خود پله یی
گر بود انصاف، باید سنگ را با زر کشید ۲
هر سر مویم بدست صد شکست افتاده است
بر سرم تا عشق از سنگ جفالشکر کشید ۳
هر که پردازد، بحالم، گرددش در دیده اشک
خامه نقاش، تصویرم بچشم تر کشید ۴
قرب میخواهی ز حد خود قدم مگذار پیش
از ادب فانوس نور شمع را در بر کشید ۵
نیست واعظ خودنمایان را بجز غم حاصلی
صد گره افتاد در دل خوشه را، تا سرکشید! ۶
از نگاه تند چشم او بمن خنجر کشید ۱
نیست برتر از تلاش پستی خود پله یی
گر بود انصاف، باید سنگ را با زر کشید ۲
هر سر مویم بدست صد شکست افتاده است
بر سرم تا عشق از سنگ جفالشکر کشید ۳
هر که پردازد، بحالم، گرددش در دیده اشک
خامه نقاش، تصویرم بچشم تر کشید ۴
قرب میخواهی ز حد خود قدم مگذار پیش
از ادب فانوس نور شمع را در بر کشید ۵
نیست واعظ خودنمایان را بجز غم حاصلی
صد گره افتاد در دل خوشه را، تا سرکشید! ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۸ - عهد شباب بگذشت، وقت شتاب گردید
گوهر بعدی:شماره ۳۷۰ - درد تو، کی توان بتن ناتوان کشید؟!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.