خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از گذر سریع دوران جوانی و رسیدن به پیری مینالد و از تأثیرات این تغییر بر زندگی و احساسات خود سخن میگوید. او از نابودی زیباییهای زندگی (مانند گلشن) و تغییر حالات درونی (مانند شرمساری در آیینه) صحبت میکند. همچنین، شاعر به تأثیرات احساسات شدید مانند اندوه و شور درونی بر جهان اطراف اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی درباره گذر زمان و پیری است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و صنایع ادبی پیچیده، مناسب خوانندگانی با سطح درک ادبی بالاتر است.
شماره ۳۶۸ - عهد شباب بگذشت، وقت شتاب گردید
عهد شباب بگذشت، وقت شتاب گردید
نور نظر ز عینک، پا در رکاب گردید ۱
دیگر چه گل توان چید از خویش وقت پیری؟
آب جوانی افتاد، گلشن خراب گردید! ۲
چشمش اگر بروی بی آب و رویم افتد
خواهد ز شرم عکسم، آیینه آب گردید ۳
از شور این دل تنگ، ای مدعی حذر کن
از جوشش تنوری عالم خراب گردید ۴
از ناله حزینم تنها نسوخت واعظ
از آه آتشینم، آتش کباب گردید ۵
نور نظر ز عینک، پا در رکاب گردید ۱
دیگر چه گل توان چید از خویش وقت پیری؟
آب جوانی افتاد، گلشن خراب گردید! ۲
چشمش اگر بروی بی آب و رویم افتد
خواهد ز شرم عکسم، آیینه آب گردید ۳
از شور این دل تنگ، ای مدعی حذر کن
از جوشش تنوری عالم خراب گردید ۴
از ناله حزینم تنها نسوخت واعظ
از آه آتشینم، آتش کباب گردید ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۷ - هرگز بجهان کار کجان راست نیاید
گوهر بعدی:شماره ۳۶۹ - تا هوای سرمه گشتن ز استخوانم سر کشید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.