خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از رهایی از نفاق و تظاهر به زهد سخن میگوید و بیان میکند که با کنار گذاشتن ریا و تعلق، به سوی عشق و معنویت حقیقی روی آورده است. او از آزمودن عبادت و دلسپردن به امید عشق میگوید و نتیجه این مسیر را شادی و رهایی از اندوه میداند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۲۳۰ - دستی که به عهد دوست دادیم
دستی که به عهد دوست دادیم
از بند نفاق برگشادیم ۱
زان زهد تکلفی برستیم
در دام تعلق اوفتادیم ۲
از پیش سجاده بر گرفتیم
طاعات ز سر فرو نهادیم ۳
وز دست ریا فرو نشستیم
در پیش هوا بایستادیم ۴
تن را به عبادت آزمودیم
دل را به امید عشوه دادیم ۵
اندوه به گرد ما نگردد
چون شاد به روی میر دادیم ۶
از بند نفاق برگشادیم ۱
زان زهد تکلفی برستیم
در دام تعلق اوفتادیم ۲
از پیش سجاده بر گرفتیم
طاعات ز سر فرو نهادیم ۳
وز دست ریا فرو نشستیم
در پیش هوا بایستادیم ۴
تن را به عبادت آزمودیم
دل را به امید عشوه دادیم ۵
اندوه به گرد ما نگردد
چون شاد به روی میر دادیم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۹ - تا من به تو ای بت اقتدی کردم
گوهر بعدی:غزل ۲۳۱ - ما عاشق همت بلندیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.