خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر روحیهی آزادگی و بیپروایی است. شاعر از عشق به بلندهمتی، رهایی از قید و بندهای دنیوی، و لذت بردن از زندگی سخن میگوید. او به قلندری و مستی به عنوان راهی برای رهایی از محدودیتها اشاره میکند و از ترس چشم بد و نگرانیهای دنیوی دوری میجوید.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، اشاره به مستی و قلندری ممکن است برای سنین پایینتر نامناسب باشد.
غزل ۲۳۱ - ما عاشق همت بلندیم
ما عاشق همت بلندیم
دل در خود و در جهان چه بندیم ۱
آن به که یکی قلندری وار
میگیریم ار چه دانشمندیم ۲
از بهر پسر به سر بیاییم
وز بهر جگر جگر برندیم ۳
ار هیچ شکار حاجت آید
خود را به دو دست ما کمندیم ۴
با یک دو سه جام به که خود را
زنار چهار کرد بندیم ۵
خود را به دو باده وارهانیم
چون زیر هزار گونه بندیم ۶
ای یار ز چشم بد چه ترسی
بر آتش می چو ما سپندیم ۷
چندان بخوریم می که از خود
آگه نشویم زان که چندیم ۸
دل در خود و در جهان چه بندیم ۱
آن به که یکی قلندری وار
میگیریم ار چه دانشمندیم ۲
از بهر پسر به سر بیاییم
وز بهر جگر جگر برندیم ۳
ار هیچ شکار حاجت آید
خود را به دو دست ما کمندیم ۴
با یک دو سه جام به که خود را
زنار چهار کرد بندیم ۵
خود را به دو باده وارهانیم
چون زیر هزار گونه بندیم ۶
ای یار ز چشم بد چه ترسی
بر آتش می چو ما سپندیم ۷
چندان بخوریم می که از خود
آگه نشویم زان که چندیم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۰ - دستی که به عهد دوست دادیم
گوهر بعدی:غزل ۲۳۲ - خیز تا ما یک قدم بر فرق این عالم زنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.