خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از سنایی غزنوی، بیانگر ناراحتی شاعر از بیوفایی و جدایی است. او از معشوق میخواهد که به جای بیوفایی، خلق و خوی انبیا را نشان دهد و از زیبایی و لطف خود برای آرامش بخشیدن به او استفاده کند. شاعر همچنین از مستی و نشاط صحبت میکند و از معشوق میخواهد که در این حال، او را به حال خود رها کند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مستی و نشاط ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۱۷ - ای به بر کرده بی وفایی را
ای به بر کرده بی وفایی را
منقطع کرده آشنایی را ۱
بر ما امشبی قناعت کن
بنما خلق انبیایی را ۲
ای رخت بستده ز ماه و ز مهر
خوبی و لطف و روشنایی را ۳
زود در گردنم فگن دلقی
برکش این رومی و بهایی را ۴
چنگی و بربطی به گاه نشاط
جمله یاری دهند نایی را ۵
با چنان روی و با چنان زلفین
منهزم کردهای ختایی را ۶
آتشی نزد ماست خیز و بیار
آبی و خاکی و هوایی را ۷
بار ندهند نزد ما به صبوح
هیچ بیگانهٔ مرایی را ۸
چون بود یار زشت پر معنی
چه کنم جور هر کجایی را ۹
چو شدی مست، جای خواب بساز
وز میان بانگ زن سنایی را ۱۰
منقطع کرده آشنایی را ۱
بر ما امشبی قناعت کن
بنما خلق انبیایی را ۲
ای رخت بستده ز ماه و ز مهر
خوبی و لطف و روشنایی را ۳
زود در گردنم فگن دلقی
برکش این رومی و بهایی را ۴
چنگی و بربطی به گاه نشاط
جمله یاری دهند نایی را ۵
با چنان روی و با چنان زلفین
منهزم کردهای ختایی را ۶
آتشی نزد ماست خیز و بیار
آبی و خاکی و هوایی را ۷
بار ندهند نزد ما به صبوح
هیچ بیگانهٔ مرایی را ۸
چون بود یار زشت پر معنی
چه کنم جور هر کجایی را ۹
چو شدی مست، جای خواب بساز
وز میان بانگ زن سنایی را ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶ - نیست بی دیدار تو در دل شکیبایی مرا
گوهر بعدی:غزل ۱۸ - مرحبا مرحبا برای هلالا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.