خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از زیبایی و جمال معشوق سخن می‌گوید و از او می‌خواهد که از پشت پرده‌های زمانه بیرون آید و جان و دل او را از دست خیال نجات دهد. شاعر از معشوق می‌خواهد که با آمدنش، روشنی را به اوج شرافت برساند و تیرگی را از بین ببرد. در پایان، شاعر از عشق و ستایش معشوق سخن می‌گوید و از او می‌خواهد که عقل و دین و جان و دل او را به خود اختصاص دهد.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۱۸ - مرحبا مرحبا برای هلالا

مرحبا مرحبا برای هلالا
آسمان را نمای کل کمالا ۱

چند ازین پرده ز آفتاب برون آی
جان ما را بخر ز دست خیالا ۲

اندر آی اندر آی تا بشناسیم
از جمال تو حال را ز محالا ۳

ای همه روی بر خرام به منظر
تا رهد دیده زین شب همه خالا ۴

اشهب صبح در گریزد از شرم
چون بجنبد ز ابلق تو دوالا ۵

روشنی را نشان به اوج شرف بر
تیرگی را فگن به برج و بالا ۶

ای ز پرده زمانه آمده اینجا
مرحبا مرحبا تعالی تعالا ۷

عقل و دینمان ببر تراست مباحا
جان و دلمان ببر تراست حلالا ۸

تا سنایی چو دید گوید ای مه
حبذا و جهک المبارک فالا ۹
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلاتن قالب: غزل تعداد ابیات: ۹ ۵۲۳
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷ - ای به بر کرده بی وفایی را
گوهر بعدی:غزل ۱۹ - ای همه خوبی در آغوش شما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.