خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از تنهایی و محرومیت خود از همراهی دوست و شمع و ساغر میگوید. همچنین، از رازی که در دل داشته و امروز فاش شده است، ابراز ناراحتی میکند. این راز نه تنها توسط دشمن، بلکه توسط دوست نیز منتشر شده است.
متن دارای مفاهیم عاطفی و احساسی پیچیده مانند محرومیت، خیانت و تنهایی است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای شعری مانند 'شمع' و 'ساغر' نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۷۵ - من بودم و شمع و ساغر یک من و دوست
من بودم و شمع و ساغر یک من و دوست
محروم می و شمع میان من و دوست ۱
رازی که ز جان و دل نهفتم امروز
شد فاش به شهر از دهن دشمن و دوست ۲
محروم می و شمع میان من و دوست ۱
رازی که ز جان و دل نهفتم امروز
شد فاش به شهر از دهن دشمن و دوست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۴ - طاووس توام جلوه گر حسن تو دوست
گوهر بعدی:شماره ۱۷۶ - چشمم به جنازه تو چون درنگریست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.