خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از دیدن جنازه عزیزی متأثر شده و از درد فراق می‌نالد. او از چشمان فریبنده آن شخص یاد می‌کند که جانش را گرفت و در جوانی از دنیا رفت.

متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و غم‌انگیز است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سال سنگین باشد. درک کامل این احساسات نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۷۶ - چشمم به جنازه تو چون درنگریست

چشمم به جنازه تو چون درنگریست
خون ریخت که بی رخ تو چون خواهم زیست ۱

زنهار ز چشم شوخ آن کز چو توئی
جان بستد و در جوانی تو نگریست ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۳۰۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۵ - من بودم و شمع و ساغر یک من و دوست
گوهر بعدی:شماره ۱۷۷ - شه می دهدم نوید هر لحظه دویست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.