خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن یک شعر عاشقانه و توصیفی است که در آن شاعر با استفاده از تصاویر طبیعی مانند سرو، صنوبر، سنبل، سمن، گل و غنچه، زیبایی معشوق را توصیف میکند. شاعر از عشق و دلبستگی خود به معشوق سخن میگوید و احساسات عمیق خود را با تشبیههای زیبا بیان میکند.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و استفاده از تشبیههای پیچیده است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، درک زیباییشناسی و احساسات عمیق آن نیاز به بلوغ فکری دارد که معمولاً از نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
شماره ۲۸۱ - سرو و صنوبر شد خجل از قامت زیبای او
سرو و صنوبر شد خجل از قامت زیبای او
آشفته سنبل با سمن از زلف عنبرسای او ۱
یک سو دریده پیرهن گل از گل رویش نگر
خون بسته در دل غنچه را دیگر طرف سودای او ۲
در دل هوای عشق او داغست چون من لاله هم
تیری کجا ننشسته است از نرگس شهلای او؟! ۳
چون از خرامان رفتنش شمشاد حسرت آورد
وه این چه قد و قامت است جانست سر تا پای او؟! ۴
آید اگر سوی چمن سرسبز گردد انجمن!
خضر نبی پیدا شود از نقش خاک پای او! ۵
نالم چو نی از دوری اش روز و شب و شام و سحر
باشد نصیب من شود یک جرعه از صهبای او ۶
از بس غلام درگهش گشتند یکسر صادقان
طغرل غلام صادق است گلشن بود مأوای او! ۷
آشفته سنبل با سمن از زلف عنبرسای او ۱
یک سو دریده پیرهن گل از گل رویش نگر
خون بسته در دل غنچه را دیگر طرف سودای او ۲
در دل هوای عشق او داغست چون من لاله هم
تیری کجا ننشسته است از نرگس شهلای او؟! ۳
چون از خرامان رفتنش شمشاد حسرت آورد
وه این چه قد و قامت است جانست سر تا پای او؟! ۴
آید اگر سوی چمن سرسبز گردد انجمن!
خضر نبی پیدا شود از نقش خاک پای او! ۵
نالم چو نی از دوری اش روز و شب و شام و سحر
باشد نصیب من شود یک جرعه از صهبای او ۶
از بس غلام درگهش گشتند یکسر صادقان
طغرل غلام صادق است گلشن بود مأوای او! ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۰ - شوخی که بگذرد ز دل ما سنان او
گوهر بعدی:شماره ۲۸۲ - برد دلم را ز ره زلف سمنسای او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.