خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر به توصیف معشوق و احساسات خود نسبت به او میپردازد. او از زیباییهای معشوق، مانند موی میانش و دهانش، سخن میگوید و احساس حسرت و شوق خود را بیان میکند. شاعر همچنین از تأثیرات عمیق معشوق بر زندگی خود میگوید و آرزو میکند که همیشه در کنار او باشد.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد.
شماره ۲۸۰ - شوخی که بگذرد ز دل ما سنان او
شوخی که بگذرد ز دل ما سنان او
باشد خدنگ حادثه تیر کمان او ۱
در صحن باغ غنچه نشکفته ز انفعال
خون می خورد ز حسرت رشک دهان او ۲
وصف حدیث موی میانش چسان کنم؟!
ترسم زیان رسد ز سخن در میان او! ۳
ریزد به خاک شربت آب نبات را
وقت سخن حلاوت شهد بیان او ۴
بادا همیشه روز و شب و لحظه و زمان
چون مردمک به خانه چشمم مکان او! ۵
از ناز اگر چه لب نکشاید مرا بود
جزء کرشمه نگهش ترجمان او! ۶
صط کمال طغرل ما رفت در جهان
از بس که شد به نخل سخن آشیان او ۷
باشد خدنگ حادثه تیر کمان او ۱
در صحن باغ غنچه نشکفته ز انفعال
خون می خورد ز حسرت رشک دهان او ۲
وصف حدیث موی میانش چسان کنم؟!
ترسم زیان رسد ز سخن در میان او! ۳
ریزد به خاک شربت آب نبات را
وقت سخن حلاوت شهد بیان او ۴
بادا همیشه روز و شب و لحظه و زمان
چون مردمک به خانه چشمم مکان او! ۵
از ناز اگر چه لب نکشاید مرا بود
جزء کرشمه نگهش ترجمان او! ۶
صط کمال طغرل ما رفت در جهان
از بس که شد به نخل سخن آشیان او ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۹ - قدر مسیحا برد لعل سخندان او
گوهر بعدی:شماره ۲۸۱ - سرو و صنوبر شد خجل از قامت زیبای او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.