خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این شعر به مفاهیمی مانند تقدیر، قناعت، پناهجویی و رضایت به قضا و قدر میپردازد. او از وضعیت خود سخن میگوید و با وجود تنهایی و مشکلات، به تقدیر الهی راضی است و از آن به عنوان راهنما یاد میکند. همچنین، به رابطه بین فقر و ثروت و نقش پناهدهنده اشاره دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات اجتماعی و اخلاقی نیاز به تجربه و درک بیشتری دارد که معمولاً از سن نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
شماره ۲۸۱ - با بنده ی صادق چه عتابی چه عطایی
با بنده ی صادق چه عتابی چه عطایی
با خواجه ی مشفق چه ثوابی چه گناهی
تدبیر من اینست که تقدیر تو خواهم
با جنبش صرصر چه کند پیکر کاهی
غم نیست اگر بیکسم و هیچکسم نیست
آنرا که پناهیش نباشد تو پناهی
شادم که سیه روزی و آشفتگی من
رهبر شود آخر بسر زلف سیاهی
اکنون که خصلت سر زده بر ما نظری کن
درویشم و قانع ز گلستان بگیاهی
گفتم ز نشاطت خبری هست بگو گفت
زینگونه بسی هست گدا بردر شاهی
با خواجه ی مشفق چه ثوابی چه گناهی
تدبیر من اینست که تقدیر تو خواهم
با جنبش صرصر چه کند پیکر کاهی
غم نیست اگر بیکسم و هیچکسم نیست
آنرا که پناهیش نباشد تو پناهی
شادم که سیه روزی و آشفتگی من
رهبر شود آخر بسر زلف سیاهی
اکنون که خصلت سر زده بر ما نظری کن
درویشم و قانع ز گلستان بگیاهی
گفتم ز نشاطت خبری هست بگو گفت
زینگونه بسی هست گدا بردر شاهی
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۰ - با ما سخن زنیک و بد کار میکنی
گوهر بعدی:شماره ۲۸۲ - پیوند عهدهاست که از هم گسسنه ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.