خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از مضامینی مانند عشق، مستی، شادی و غم، و مفاهیم فلسفی مانند گذرایی زندگی و جاودانگی عشق سخن میگوید. شاعر از عشق و مستی به عنوان راهی برای رسیدن به حقیقت یاد میکند و بر بیثباتی شادی دنیوی تأکید دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از واژهها و مضامین مانند 'مستی' و 'خرابات' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۴۴ - شمشیر بدست آمد سر مست زجام است
شمشیر بدست آمد سر مست زجام است
بادا بحلش خون من ار باده حرام است ۱
مفتون توام من نه بر آن طلعت و گیسو
آنجا که بهشت است نه صبح است و نه شام است ۲
وقتی ز خرابات به خلدم گذری بود
کوثر نبود خوشتر از آبی که بجام است ۳
شادی جهان زود مبدل بغم آید
آنرا که بغم شاد شود عیش مدام است ۴
با ما قدحی خواجه سپردن نتواند
او را حذر از ننگ و مرا ننگ زنام است ۵
وسواس خرد قصه بپایان نرساند
از عشق بپرسید که نا گفته تمام است ۶
تیری اگر از شست گشادیم و خطا رفت
با خصم بگویید که تیغی به نیام است ۷
جوش از هوسی در دل افسرده فتادست
در عشق نشاط آتشی افروز که خام است ۸
بادا بحلش خون من ار باده حرام است ۱
مفتون توام من نه بر آن طلعت و گیسو
آنجا که بهشت است نه صبح است و نه شام است ۲
وقتی ز خرابات به خلدم گذری بود
کوثر نبود خوشتر از آبی که بجام است ۳
شادی جهان زود مبدل بغم آید
آنرا که بغم شاد شود عیش مدام است ۴
با ما قدحی خواجه سپردن نتواند
او را حذر از ننگ و مرا ننگ زنام است ۵
وسواس خرد قصه بپایان نرساند
از عشق بپرسید که نا گفته تمام است ۶
تیری اگر از شست گشادیم و خطا رفت
با خصم بگویید که تیغی به نیام است ۷
جوش از هوسی در دل افسرده فتادست
در عشق نشاط آتشی افروز که خام است ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳ - غم بجایی فکند رخت که غمخواری هست
گوهر بعدی:شماره ۴۵ - از خواجگان کرامت و از بندگان خطاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.