خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و اخلاقی، بر اهمیت فضل و بخشش خداوند تأکید دارد و بیان میکند که امید به لطف خداوند از طاعت بیامید بهتر است. همچنین، از ناپایداری دنیا و قدرت عشق الهی سخن میگوید و درد عشق را به عنوان عاملی برای رشد معنوی توصیف میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از ادبیات عرفانی دارد.
شماره ۴۵ - از خواجگان کرامت و از بندگان خطاست
از خواجگان کرامت و از بندگان خطاست
آنجا که فضل تست چه باک از گناه ماست ۱
ما را امید خواجه بسی به زطاعت است
آن بنده مجرم است که نومید از خداست ۲
جز عجز و نیستی نپذیرند ارمغان
از ما که بازگشت بدر گاه کبریاست ۳
سلطان عشق خیمه برون زد زهر دو کون
مارا از این چه غم که جهان سر بسر فناست ۴
روزی گذر فکند بمن کاروان عشق
این آتشم بسینه از آن کاروان بجاست ۵
آگه اگر نسازمت از سوز دل سزاست
گویم چه با طبیب زدردی که بی دواست ۶
آسوده شد نشاط از آن زلف پیچ پیچ
کاندر شکنج هر خم موییش سد بلاست ۷
آنجا که فضل تست چه باک از گناه ماست ۱
ما را امید خواجه بسی به زطاعت است
آن بنده مجرم است که نومید از خداست ۲
جز عجز و نیستی نپذیرند ارمغان
از ما که بازگشت بدر گاه کبریاست ۳
سلطان عشق خیمه برون زد زهر دو کون
مارا از این چه غم که جهان سر بسر فناست ۴
روزی گذر فکند بمن کاروان عشق
این آتشم بسینه از آن کاروان بجاست ۵
آگه اگر نسازمت از سوز دل سزاست
گویم چه با طبیب زدردی که بی دواست ۶
آسوده شد نشاط از آن زلف پیچ پیچ
کاندر شکنج هر خم موییش سد بلاست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴ - شمشیر بدست آمد سر مست زجام است
گوهر بعدی:شماره ۴۶ - فصل گل است و موسم دیوان و گاه نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.