خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

این متن شعری است که در آن شاعر از عشق، وفاداری، ظلم و انتقام سخن می‌گوید. او از معشوق می‌خواهد که به او توجه کند و از رفتار ناعادلانه دیگران شکایت دارد. همچنین، شاعر به معشوق هشدار می‌دهد که انتقام از دوستان ممکن است دردناک باشد.

متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و اخلاقی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند انتقام و ظلم ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.

مشاهده کامل

شماره ۴۲ - هر مرغ که می‌پرد ز بامت

هر مرغ که می‌پرد ز بامت
گویم، به من آورد پیامت! ۱

خونم، که چو آب شد حلالت؛
گر با دگران خوری حرامت! ۲

مپسند ستمگران به محشر
خندند به زخم ناتمامت ۳

خوش دانه به حیله میفشانی
از صید مگر تهی است دامت؟! ۴

تو خواه ببخش و خواه بفروش؛
زین کوی نمی‌رود غلامت! ۵

ای دوست! مریز خون دشمن
کز دوست کشند انتقامت ۶

شکر از آذر، شکایت از غیر؛
تا زین دو خوش آید از کدامت؟! ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۱ - هم خنده خوش است و هم خرامت!
گوهر بعدی:شماره ۴۳ - چو بر مزار من آید به جلوه آن قد و قامت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.