خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این متن بیانگر حال و هوای عرفانی و عاشقانه است. شاعر خود را از عالم مادی فراتر می‌داند و به عشق و فنا در راه معشوق اشاره می‌کند. او از زهد و ریاکاری زاهدانی که از حقیقت عشق بی‌خبرند انتقاد می‌کند و خود را در دریای عشق و فنا غرق شده می‌داند. شاعر به مقام والای عرفانی خود افتخار می‌کند و از هرگونه تظاهر و ریا دوری می‌جوید.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادهای اجتماعی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فنا و عشق عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده و نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

غزل ۷۹۲ - ماییم ز عالم معالی

ماییم ز عالم معالی
رندی دو سه اندرین حوالی ۱

در عشق دلی و نیم جانی
بر داده به باد لاابالی ۲

بگذشته ز هستی و گرفته
چون صوفی ابن‌وقت حالی ۳

در صفهٔ عاشقان حضرت
از برهنگی فکنده قالی ۴

پس یافته برترین مقامی
احسنت زهی مقام عالی ۵

ما را چه مرقع و چه اطلس
چه نیک کنی چه بد سگالی ۶

ای زاهد کهنه درد نقد است
برخیز که گوشه‌ای است خالی ۷

تا نالهٔ عاشقان نیوشی
بر خلق ز زهد چند نالی ۸

آن می که تو می‌خوری حرام است
ما می نخوریم جز حلالی ۹

ما بر سر آتشیم پیوست
مستغرق بحر لایزالی ۱۰

ما بی خوابیم و چون بود خواب
در حضرت قرب ذوالجلالی ۱۱

چون خواب کند کسی که او را
از ریگ روان بود نهالی ۱۲

عطار برو که دست بردی
از جملهٔ عالم معالی ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۹۱ - گر یک شکر از لعلت در کار کنی حالی
گوهر بعدی:غزل ۷۹۳ - دی ز دیر آمد برون سنگین دلی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.